فال شب يلدا :
از سر کوي تو هر کو به ملالت برود
نرود کارش و آخر به خجالت برود
کارواني که بود بدر قه اش حفظ خدا
به تجمل بنشيند به جلالت برود
سالک از نور هدايت ببرد راه به دوست
که بجايي نرسد گر به ضلالت برود
کام خود آخر عمر از مي و معشوق بگير
حيف اوقات که يکسر به بطالت برود
اي دليل دل گم گشته خدا را مددي
که غريب از نبرد ره به دلالت برود
حکم مستوري و مستي همه بر خاتمتست
کس ندانست که آخر به چه حالت برود
حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامي
و...
اي با من و پنهان چو دل ، از دل سلامت مي کنم
تو کعبه اي هر جا روم ، قصد مقامت مي کنم
هر جا که هستي که حاضري ، از دور در ما ناظري
شب خانه روشن مي شود چون ياد نامت مي کنم