گويمت بشکن آن آينه ها را
که تو را نخوت مي زايد
گر با چشم دگران ، به جهان خيره شوي
و ميان همة خلق بشر
يکي بودن خود را با همگان حس بکني
خوب خواهي يافت که خالق دوستدار همه ست و
تو نه آن سوگلي مانده جدا
که به خود مي بالد و
خرسند ز ظلمي که روا مي دارد
من و تو گر بتوانيم که شويم
ماهياني زيبا ، همه در يک دريا
آن زمان است که بايد به خودت غرّه شوي