تبليغاتX
ستاره باران - ...
Image and video hosting by TinyPic

                                                                                     

 

بدون خطر کردن، بدست آوردن دوست داشتني ها چگونه ممکن است و چه ارزشي دارد ؟

خطرات مي توانند محک عشق باشند و قلب را بيازمايند.

دوست داشتن خود را به خطر انداختن است و عشق ، چشم پوشيدن از خود.

عشق ، خود را نديدن است و او را ديدن ، و اگر عاشق ، خود را ديد ، او را در خود ديده و جز او رانمي بيند.

هر چيزي قيمتي دارد و قيمت معشوق حقيقي همه چيز است، حتي بيش از همه چيز .

هر چيزي به قيمتي حاصل مي شود و اما معشوق حقيقي ، خودت را مي خواهد ، کامل وتمام و خالصانه.

کم است ، کم است حتي اگر همه چيز را فداي او کني و خود را قرباني اش.

اگر او يگانه حقيقت است پس همه چيز کم است... زيبايي حقيقي ناياب و دور از دسترس است.

حقيقت زيبا دست يافتني نيست ،‌بلکه خودش مي يابد و با خودش مي برد.

حقيقت فرار است و هرگز در يک جا باقي نمي ماند.

اگر براي دمي هم او را ببيني و تجربه اش کني ، اين به تمام زندگي مي ارزد و ارزش مردن را دارد.

بعد از ديدن زيبايي حقيقي، بدون آن زيستن، زندگي نيست.

و پس از ديدن آن زيبايي مردن، مردن ، نيست...

و سرانجام عاشق در وجود معشوق مي ميرد ، اما در معشوق مرگ راه ندارد.

پس عاشق در وجود معشوق متولد مي شود و خود ، معشوق مي گردد.

معشوق نيز در عاشق، آشکار مي گردد.

و عاشق در مي يابد که معشوق خودش بوده و عاشق حقيقي ، همان معشوق بوده.

اين گونه است که  عشق و عاشق و معشوق يکي مي شوند ، زيرا يکي بوده اند و يکي هستند.

" از کتاب نقاش و قوهاي وحشي"

 

+ نوشته شده در سه شنبه 13 آذر1386ساعت توسط ... |