مي
گويم : عاشقم
مي
گويي : شجاع باش
مي
گويم : من و تو با هم يکي هستيم
مي
گويي : س ! مي شنوي ؟ اين تنهايي توست که با خود مي گريد ؟
مي
گويم : تو خوب مني
مي
گويي : خوب ترين ، خوب خود است
مي
گويم : مي خواهم هميشه به تو تکيه کنم
مي
گويي : عشقي که سپر تنهايي شود ، قفس است
مي
گويم : همه وجودم را به تو هديه کردم و مي ترسم از تنهايي
مي
گويي : تنها کسي که شجاعانه زندگي کند ، عشقي براي پيشکش دارد
مي
گويم : من بي تو هيچم
مي
گويي : بزرگ باش و بي نياز، تا بتواني آرزوي وجودي متعالي براي کسي داشته
باشي
من
در سکوت دور شدن تو را می نگرم
و
اکنون خوب مي دانم
عشقي که نتوان از آن گذشت محکوم به شکست است